ايرج افشار
468
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
بندرعباس گرديد . شيخ سيف خان [ كه ] قوهء معارضه [ را ] از خود مسلوب و جمعيّت خوارج و غيره [ را ] كه خود فراهم آورده بود در جنب ايشان مغلوب يافت از در انقياد درآمد . ماليات و پيشكش مقرّره را بالمضاعف در وجه كارگذاران اميرزاده نصرة الدوله كارسازى نموده و متعهّد خدمات سنوات آتيه به همان قاعده و ضابطه گرديد . لشكر مأموره مراجعت نمود . در اين وقت شيخ سيف خان كه سالها به نيابت بندرعباس مىپرداخت به عالم آخرت شتافت شيخ سعيد همشيرهزادهء مشاراليه حسب الامر امام مسقط به نيابت رسيد . در اين هنگام [ 50 ] حاجى محمد رحيم خان شيرازى كه سالها در بندر ممبئى « 1 » به تجارت اشتغال داشت و زمانى ملك التجّار ايرانى و مصلحتگذار بود و به اين سبب جماعت انگليس به بهانه و دستانداز مايملك او را متصرف گرديدند مشاراليه از بندر بمبئى به عزم عتبات مسافرت كرده و پس از دريافت فيض زيارت از طريق كرمانشاهان به دار الخلافهء طهران آمد . چون اطلاعات كامل از معاملات و مداخل شميلات و ميناب و بندرعباس و ساير توابع آنجا داشت از كارگذاران دولت ابدمدّت حكومت بندرعباس و ساير توابع را مستدعى شد . مقبول افتاد و به شيراز آمد . از شيراز با جمعيّتى لايق روانهء بندرعباس شده به حوالى بندر كه رسيد شيخ سعيد از در حيلت و خديعت وى را مكتوب نمود كه ما خود مطيع و محكوم حكم حاكم فارس بوده و مىباشيم ، حاجت به لشكر و شور و شرّ نخواهد بود . حاجى محمد رحيم خان به اين كلمات واهى فريفته و مغرور شده لشكرى [ را ] كه همراهش مأمور بود منصرف گردانيد . خود با معدودى به بندر درآمد . پس از چند روز امام مسقط نامه به وى فرستاد طالب ملاقاتش شد . مشاراليه نيز حسب الخواهش [ 51 ] امام مسقط عازم مسقط شد . پس از ورود به آنجا حسب الامر سيّد ثوينى پسر سيد سعيد خان كه در آن وقت به نيابت پدر در مسقط اوقات مىگذاشت مأخوذ و در جزيرهء هرموز چهار فرسنگى بندرعباس محبوس گرديد . شيخ سعيد به استحكام قلعه و حفر خندق پرداخت . سر به عصيان و طغيان
--> ( 1 ) . اصل : منبئى